المجدي في أنساب الطالبيين

علي بن أبي الغنائم العمري

المجدي في أنساب الطالبيين

المؤلف:

علي بن أبي الغنائم العمري


المحقق: أحمد المهدوي الدامغاني
الموضوع : العامة
الناشر: منشورات مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي
المطبعة: ستاره
الطبعة: ٢
ISBN: 964-6121-59-4
الصفحات: ٦٨٧

كه بملاحظه خطّ سيّد بن الطاوس (كذا) رحمة الله عليه وقديمى بودن آن عتيقه چيان خريدند وبخارج بردند ، واليوم خدا را شاكر هستيم كه باز بتأييد پروردگار مرا بازداشت كه استنساخ كنم تا امروز بدرد آيد وبكار افتد أسد الله انصارى جابرى مهر أسد الله أمين الواعظين ويك مهر لا يقرأ ديگر».

مرحوم كاتب فوق مدّعى شده است كه آن را از روى نسخه اى كه بخطّ سيّد ابن طاوس ره موشّح بوده است نوشته ، ولى في الواقع نمى دانم آنچه كه بر آن نسخه اصل مكتوب بوده بخطّ سيّد بن طاوس بوده است ، ويا مثل نسخه سابق الذكر (ملك ـ ك) آن نيز نقل كلام ونوشته سيّد بن طاوس بوده است كه توسّط كاتبى بر پشت نسخه ديگرى مكتوب شده ؛ زيرا آنچه بود نسخه (ك) از كاشفى وابن عنبه نقل مى كند (وشرح آن ضمن توصيف نسخه (ك) بعرض رسيد) در اين نسخه نيست ، واحتمال اينكه مرحوم أمين الواعظين آن را بسبب آنكه الحاقى ومغاير با أصالت نسخه دانسته ولذا حذف كرده باشد نمى رود ؛ زيرا در مواضع ديگرى از اين نسخه عباراتى از «ابن خلّكان» وديگر مؤلّفان متقدّم ويا متأخّر از شريف عمرى ذكر ونقل مى شود.

مثلا درباره أعقاب جناب زيد بن الحسن بن علي بن بى طالب عليهما‌السلام اين عبارت آمده است : «قال : وجدت في كتاب عتيق موسوم بكتاب «البيان والتبيين في أنساب آل أبي طالب» تصنيف الشريف أبي محمّد الحسن بن عبد الله الطالبي الجعفري أنّ لزيد بن الحسن ابنا ... (در تصوير لا يقرأ است) علي بن زيد بن الحسن بن على بن أبي طالب عليهما‌السلام ... الخ» ص ١١ مخطوطه (ر).

ويا در ص ٨٥ مخطوطه (ر) كه درباره جناب عبيد الله بن محمّد بن عمر ابن على بن أبي طالب عليه‌السلام وصاحب «مقابر النذور» بغداد است (ودر اصل ودر

١٦١

جميع نسخ المجدى احوال أولاد جناب عمر اطرف در اواخر كتاب ودر سر جاى خود آمده است) بعد از عبارت : «وقال رأيت عليا عليه‌السلام في نومي يقول لي : زر ولدي وصرف ابنه أبا بكر بن عبد العزيز أيضا عن الصلاة» چنين اضافه والحاق شده :

«في كتاب هو «المقباس في فضائل بني العباس» لفخّار بن معد (١) الموسوي النسّابة شيخ الشرف أن المستكفي قال : رأيت في منامي وأنا صبيّ ، مثل أن آلى الأمر إليّ ، كأنّني واقف شرقي شاطئ دجلة ، واذا بشخص عابر على الماء ماشيا من الجانب الغربي إلى الشرق ، فهالني ما رأيت منه فجئت إليه وسلّمت عليه وقلت : يا سيّدي من أنت؟ فقال : علي بن أبي طالب أمضي أزور عبيد الله ، وإنك ستلي هذا الأمر فأحسن إلى ذرّيّتي ، فاستيقظت».

واين همان عبارت وخوابى است كه مولى عبد الله أفندى ره در ضمن شرح السيّد النسّابة العلاّمة الفاضل السعيد شيخ الشرف شمس الدين ابو علي فخّار بن معد بن فخّار موسوى حائرى رضوان الله عليه مؤلّف «الحجّة الذاهب إلى ايمان أبي طالب» از روى نسخه عتيقه اى كه از «المجدى» در اختيار داشته و «يكى از فضلاء» آن را بر هامش المجدى نوشته بوده است ، نقل مى فرمايد ولى در متن چاپى «رياض العلماء» بجاى «أزور عبيد الله» سهوا «أزور أبا عبد الله» آمده است كه بر فرض انطباق متن چاپى در اين محل با اصل رياض العلماء ظاهرا كاتب مخطوطه رياض العلماء سهوا «عبيد الله» را «أبا عبد الله» نوشته است (رياض العلماء ، ج ٤ ، ص ٣٢١).

__________________

(١) سهوا در اصل مخطوطه سعد نوشته شده است.

١٦٢

پس شايد بتوان احتمال داد كه آن نسخه اى كه مرحوم أمين الواعظين نسخه (ر) را از روى آن استنساخ كرده ، وسپس آن را عتيقه چيان خريدند وبه خارجه بردند همين نسخه «عتيقه» اى باشد كه در تملّك مؤلّف رياض العلماء بوده ، وآن بزرگوار عبارت وخواب مذكور در فوق را از هامش آن نقل فرموده است ، وشكّى نيست اگر نويسنده اين عبارت در هامش المجدى ، سيّد بن طاوس رض بوده ، جناب مولى عبد الله افندى از او به «بعض الفضلاء» تعبير نمى فرمود.

گذشته از آنچه كه درباره اين نسخه (ر) بعرض رسيد ، از لحاظ صحّت كتابت نيز اين نسخه چندان مورد اعتماد نيست ؛ زيرا بسيارى از كلمات آن اعم از اسماء وافعال واعلام بصورت صحيح وضبط درست كتابت نشده ، واغلاط املايى فراوانى نيز در آن ديده مى شود ، بعلاوه در ترتيب اوراق وصحّافى آن نيز اختلاف وتشويشى ملاحظه مى شود ، وصفحات اوراق آن بر جاى خود صحّافى نشده است ، از اين روى سلسله مطالب در آن گسسته وپراكنده است ، وگاه بايد دنباله مطلبى را كه در صفحه عنوان شده است در چندين صفحه ما قبل يا ما بعد آن يافت ، ولى با اين همه اين نسخه ناقص ومشوش ، در مجموع از جهت مقابله با نسخ ديگر وراه يافتن بصورت صحيح معدودى از كلمات (ويا بصورتى كه باقرب احتمال به واقع وصحيح نزديكتر باشد ويا بنحو قدر متيقّن) باين ضعيف قليل البضاعة كمكهايى كرد.

خداى كاتب مؤمن ومخلص ودوستدار اهل بيت عصمت وطهارت آن يعنى مرحوم أمين الواعظين را غريق رحمت خويش فرمايد ، وبه مالك عالم وفاضل آن حضرت آقاى روضاتى دامت افاضاته طول عمر ومزيد توفيق

١٦٣

عنايت كند.

هر دو نسخه (ك) و (ر) با آنكه «عباراتشان شتّى» است و «حسنشان واحد» نيست به جمال وجلال نسخه سيّد بن طاوس رضوان الله عليه اشاره مى فرمايند ، ولى گويا بتوان به اين بيت كه :

وكلّ يدّعي وصلا بليلى

وليلى لا تقرّ لهم بذاكا

استشهاد كرد واين انتساب را ادّعايى بدون دليل شمرد ، والله العالم.

سوم : نسخه كاملى است كه نيز بهمت وعنايت حضرت حجّة الاسلام حاج آقا محمود مرعشى دامت افاضاته تصوير آن باين جانب واصل شده است ، واصل نسخه به قرار اظهار معزّى إليه متعلّق به يكى از فضلاء است ، نويسنده وتاريخ تحرير اين نسخه چنين معرّفى شده است :

وقد فرغ من كتابته العبد المفتقر إلى رحمة ربّه العزيز الغفّار مرتضى قلي ابن محمّد يوسف الأفشار في يوم الخميس الذي هو الثاني من الشهر الثاني من شهور سنة ستّ ومائة بعد الألف من الهجرة النبويّة المصطفويّة عليه ألف ألف تحيّة. ولى صفحه اول اين نسخه با خطّ ديگرى تحرير شده است (١).

اين نسخه كه قديم ترين نسخه كاملى است كه در اختيار اين بنده قرار دارد ، مشتمل بر سيصد وهفت صفحه است كه طول هر صفحه بيست ويك سانتيمتر ، وعرض آن سيزده سانتيمتر ونيم است ، بر هر صفحه اى نوزده سطر نوشته شده

__________________

(١) نسخه مخطوطه اى از جامع الرواة أردبيلي كه شرح آن در پاورقى (ح) جلد أوّل جامع الرواة مذكور شده است نيز توسّط همين مرتضى علي بن محمّد يوسف أفشار كتابت شده است.

١٦٤

است (جز بر صفحه اول كه هجده سطر وبر صفحه آخر كه شانزده سطر مرقوم است) وطول هر سطر شش سانتيمتر ونيم است كه مجموع ١٩ يا ١٨ سطر در طول ٧ / ١٥ سانتيمتر قرار دارد ، وبخطّ نسخ خوانايى نوشته شده وبر روى اوائل فصول وعبارات خطوط كوتاه وبلندى به تناسب عنوان رسم شده است.

در حاشيه بعضى از صفحات اين نسخه بخطّ نستعليق كلمات مفرده ويا جملات مختصرى كه در حقيقت فهرست وراهنمايى براى مطالب مندرجه در همان صفحه است مكتوب است ، گاه گاه هم يادداشتهاى كوتاهى كه به گونه امضا ونشانه گذارى شده است (برخى به نشانه وحرف ه (هاء مدوّره) وبرخى به نشانه وحرف (ه) (هاء دو چشم) وبرخى بامضاى «كمال» است) واين مى رساند كه اين نسخه لا اقل در تصرّف سه نفر از فضلاى زمان خود بوده است.

در ص ١٢٠ اين نسخه ودر حاشيه اى كه با علامت (ه) نشانه گذارى شده ، ودر برابر سطر مربوط باعقاب جناب حسن بن موسى بن جعفر عليهما‌السلام محشّي خود را چنين معرّفى كرده است :

«فنسب الفقير محمود الحسيني والد السيّد شكر الله الحسينى الكاظمي النجفي يرجع إلى الحسن بن موسى عليه‌السلام» غالب يادداشتهاى مختصرى كه بامضاى «كمال» است توضيحات مجملى است در مدح يا قدح بعضى از نام بردگان در متن كتاب ، واين «كمال» كه ظاهرا شخص فاضلى بوده است مجموعا در ده مورد حاشيه نگارى كرده است.

احتمال مى رود اين نسخه از روى نسخه (ك) يا نسخه ديگرى كه مشابه آن نسخه بوده است استنساخ شده باشد ؛ زيرا عبارتى كه در متن نسخه (ك) از روضة الشهداء كاشفى نقل والحاق شده است (بشرح سابق الذكر در وصف

١٦٥

نسخه «ك») در اين نسخه بعنوان حاشيه وبا امضاى همان «كمال» در هامش صفحه آمده است.

اغلاط املايى اين نسخه كمتر از نسخه (ر) است ، واگر فوتوكوپى كه در اختيار اين بنده است از روى اصل نسخه (خ) گرفته شده باشد (ونه از روى فوتوكوپى ديگرى) مى توان احتمال داد كه ظاهرا نسخه (ش) يعنى نسخه مكتبه عامّه حضرت بندگان آية الله العظمى المرعشي قدّس الله سرّه از روى اين نسخه كتابت ، ويا لا اقل با اين نسخه (خ) مقابله شده باشد ؛ زيرا آنچه را كه در باب جناب «علي المرعش» در حاشيه نسخه (ش) آمده است بخطّ همان كاتب نسخه (ش) يعنى سيّد عبد الله بن ابراهيم الموسوى الاشتهاردى بر حاشيه اين نسخه (خ) نيز اضافه شده است ، والله أعلم.

چهارم : نسخه جديد التحرير وبسيار تميز ومقروئى كه به كتابخانه حضرت مستطاب سيّد العلماء وسند الفقهاء العلاّمة النسّابة الشريف الأجلّ آية الله العظمى السيّد شهاب الدين الحسيني المرعشي النجفي قدّس الله سرّه متعلّق است ، واز آن به نسخه (ش) تعبير مى شود.

اين نسخه نيز نسخه كاملى است ، وبخطّ نستعليق خوش ، وظاهرا بأمر حضرت معظّم له قدس‌سره توسّط آقاى سيّد عبد الله بن ابراهيم الموسوى الاشتهاردى كتابت شده ، وفاقد تاريخ كتابت است ، ولى بقرينه آنچه كه همين كاتب در آخر نسخه از «منتقلة الطالبيّة» كه فتوكپى ناقصى از آن براى اين جانب ارسال شده است نوشته است كه «كتبه عبد الله الموسوى الاشتهاردى في بلدة قم في شهر جمادي الاولى من سنة سبع وخمسين وثلاثمائة وألف» تحرير نسخه (ش) المجدى نيز مقارن با همان ايّام بوده است.

١٦٦

اين نسخه احتمالا از روى نسخه (خ) استنساخ شده ؛ زيرا اولا جميع حواشى كه بر نسخه (خ) مندرج است در اين نسخه نيز آمده است ، وثانيا همان اغلاط املايى يا خطهايى كه در ضبط اعلام والقاب در نسخه (خ) راه يافته است در اين نسخه نيز عينا موجود است ، مثلا (ابراهيم القمر) بجاى (ابراهيم الغمر) و (عبد الله المحظ) بجاى (عبد الله المحض) وغيره ـ كه در مورد اول كاتب نسخه (ش) با گذاشتن رادّه اى بر روى (القمر) در حاشيه (الغمر) را هم اضافه كرده است.

حواشى مختصر چند كلمه اى در دو مورد باملاء حضرت مستطاب آية الله العظمى المرعشي ، وبخطّ كاتب متن نسخه ، وچند مورد به دست خطّ وامضاى خود معظّم له است (١) ، ونيز در حاشيه بسيارى از صفحات بطور فهرست وار مطلب مندرج در متن صفحه را در سه چهار كلمه تلخيص وبخطّ نسخ درشت ترى از خطّ نستعليق كاتب مرقوم فرموده اند.

عدد صفحات اين نسخه يك صد وشصت ويك ، وطول هر سطر بطور متوسّط ٢ / ١٠ سانتيمتر ، وبر هر صفحه (غير از صفحات اول وآخر وصفحاتى كه ابواب كتاب در آن آغاز وپايان مى يابد) بيست ويك سطر تحرير شده وطول قسمت مندرجات هر صفحه هفده سانتيمتر ونيم است ، ولى طول

__________________

(١) از جمله در ص ٦٦ مخطوطه در جايى كه در متن ذكرى از شعراى قريش شده است بر روى (حمّانى) رادّه گذاشته ودر حاشيه مرقوم فرموده اند : «الحمّانى هذا جدّ مولانا السيّد عليخان المدني شارح الصحيفة الكاملة ، ثمّ الحمّانى بكسر الحاء المهملة ثمّ الميم المشدّدة نسبة إلى بني حمّان ، نصّ عليه السمعانى في «الأنساب» والمدني في «أنوار الربيع» شهاب الدين الحسيني.

١٦٧

وعرض هر صفحه كتاب در تصوير مشخّص نيست (١).

به بركت اين نسخه ونسخه (خ) كه تنها دو نسخه كاملى است كه فوتوكوپى آنها در دسترس اين ضعيف است ، اينك «المجدى» بصورت كامل براى اولين بار چاپ ومنتشر مى شود.

پنجم : نسخه ناقص متعلّق به كتابخانه عمومى نيويورك آمريكا كه تحت شماره ٥١٩٣٦ در آن كتابخانه ثبت شده است ، واز آن گاهى بعنوان نسخه (اساس) وگاه با حرف (ن) تعبير شده است.

اين نسخه از ابتدا وانتها افتادگى دارد. ابتداى آن : «الحسن وهو المثنّى ، خولة بنت منظور الفزاريّة ، زوّجه عمّه الحسين عليه‌السلام بنته فاطمة» وانتهاى آن «آخر بنى جعفر الطيّار رضى الله عنه بسم الله الرحمن الرحيم ، وولد عقيل» است.

على القاعدة وبا توجّه به قرائنى ، اين نسخه بايد در قرن يازدهم يا كمى بيش از آن تحرير شده باشد ، وبه خطّ نسخ خوش ومقروئى نوشته شده ، ولى كاتب

__________________

(١) از باب وحدت كاتب اين نسخه ونسخه مخطوطه ناقصى كه از «منتقلة الطالبيّة» بشرح مذكور براى اين بنده ارسال فرموده اند ، واز آنجا كه در دو سه صفحه از منتقله خطّى ، يادداشتهاى چند كلمه اى بامضاى (محمّد باقر النورى) يعنى مرحوم مغفور حاج ملاّ محمّد باقر واعظ مازندرانى نورى مؤلّف كتاب شريف «جنّة النعيم في أحوال سيّدنا عبد العظيم» نقل شده كه عين آن يادداشتها در متن چاپى «جنّة النعيم» آمده است (مثلا در ص ٤٩٨ جنّة النعيم وص ٥٠٣ آن) بنا بر اين مى توان احتمال داد كه نسخه (ش) شايد از روى نسخه اى كه در تملّك مرحوم حاج ملاّ محمّد باقر واعظ رحمه‌الله بوده است تحرير شده ، ويا اساسا (نسخه خ) رديف ٣ ما قبل ، همان نسخه مرحوم مذكور بوده است. والله العالم.

١٦٨

ظاهرا از عربيّت (اعمّ از لغت واعراب) بى بهره بوده ، وشايد اساسا عرب زبان هم نبوده است ، وبه احتمالى فارسى زبان بوده ؛ زيرا كلمه (بلى) ى عربى را مطّردا به صورت (بلي) ى فارسى يعنى با گذاردن دو نقطه زير ألف مقصورى (ى) نوشته است ، تا قطعا به صورت فارسى آن تلفّظ وقرائت شود ، ولذا أغلاط فراوان چه در ضبط كلمات واعلام ، وچه در تحرير صورت صحيح افعال ورعايت اعراب درست اسماء وافعال ، در اين نسخه موجود است.

اين نسخه ناقص مشتمل بر يك صد وچهارده صفحه است ، ودر هر صفحه ٢٥ سطر وطول هر سطر دوازده سانتيمتر ونيم ، وطول آن مقدار از صفحه كه حاوى سطور است بيست ويك سانتيمتر است ، وطول وعرض كاغذ صفحات كتاب بيست وچهار سانتيمتر وهفده سانتيمتر ونيم مى باشد. ابتدا وانتهاى فصول با قلمى درشت تر نوشته شده ، وبخلاف ساير نسخ كه اشعار در آنها در ضمن سطور وبدون رعايت تحرير هر بيت شعر در يك سطر تحرير شده در اين نسخه اشعار به صورت مشخّص است ، وبهر بيت شعر يك سطر اختصاص داده شده است.

اين نسخه مدّت زمانى در تملّك يكى از افراد خاندان مشهور (كبّه) كه از بيوت بسيار معروف ومحتشم شيعه عراق بشمار مى رود (وأسامى بسيارى از آنان در عالم ادب وفقه وسياست وتجارت عراق آمده است) (١) بوده ، واين شخص بر ورق پشت جلد كتاب چنين نوشته : «هذا كتاب في أنساب بني هاشم

__________________

(١) في المثل شرح حال حاج شيخ محمّد حسن كبّه در ص ٢٤٠ ج ٢ «معارف الرجال» آمده است.

١٦٩

قديم ، اشتريته بصلح شرعي ، وأنا الأقلّ محمّد أمين بن الحاج عبد الكريم كبّه ج / ٨٢ (يا في / ٨٢)».

وسپس در محرّم سال يك هزار وسيصد وبيست قمرى به تملّك شخص ديگرى كه خود را چنين معرّفى مى كند : «بملك الأحقر جعفر الحاج جواد بغداد محرّم ١٣٢٠» درآمده است ، ومآلا در سال يك هزار ونهصد وشانزده ميلادى (١٣٣٥ قمرى هجرى) به قول مرحوم أمين الواعظين كاتب نسخه (ر) «توسّط عتيقه چيان خريده وبخارجه برده شده» وبه ملكيّت كتابخانه عمومى نيويورك داخل شده است.

مدت زمانى اين نسخه در تملّك مرحوم «سيّد محمّد كاظم الشريف الحسيني الحسني العريضي النجفي الحائري» رحمة الله عليه بوده است ، وبه قرار آنچه كه نويسنده محترم مقدّمه «عمدة الطالب» (كه از او بعنوان (علاّمه كبير) تعبير شده ، وشايد مقصود مرحوم علاّمه سيّد محمّد صادق آل بحر العلوم طاب ثراه كه حواشى وتعليقات عمدة الطالب را تحرير فرموده است باشد).

در ضمن وصف مخطوطات «عمدة الطالب» مى فرمايد : نسخه اى از آن مخطوطات متعلّق به همين سيّد محمّد كاظم الشريف الحسيني العريضي بوده كه تاريخ تملّك خود را در آن بيست ونهم جمادى الثانية يك هزار ويك صد وشصت وچهار ذكر فرموده بوده است.

پس على القاعدة اين نسخه قبل از آنكه بتملّك مرحوم محمّد أمين كبّه در آيد به مرحوم سيّد محمّد كاظم عريضى تعلّق داشته است ، ولى شك نيست كه اين اخير الذكر اولين مالك اين نسخه نبوده است ؛ زيرا ميان خط ومركّب وجوهرى كه متن كتاب با آن تحرير شده وحواشى اى كه مرحوم سيّد محمّد

١٧٠

كاظم عريضى نگاشته است ، اختلاف بين آن با عصر كتابت ، ومقدّم بودن خط متن به مدّت درازى ، بر خطوط حاشيه مشهود است.

از مجموع وصفى كه بشرح فوق بعرض رسيد ، شايد بتوان ادّعا كرد كه هيچ يك از نسخ مذكور نسخه اصلى جناب سيّد بن طاوس رض ويا نسخه اى كه بر آن بزرگوار قرائت شده باشد نيست ، گو اينكه لا اقل دو نسخه (ك) و (ر) از روى نسخه هايى كه شايد با فواصل درازى از روى نسخه سيّد بن طاوس استنساخ شده باشد كتابت وتحرير شده است.

همچنين اين نسخ هيچ يك ، از روى نسخه اى كه بتصريح مولى عبد الله افندى در تصرف مولانا ذو الفقار معاصر مولى عبد الله رحمة الله عليهما بوده ومولانا ذو الفقار نسب مرحوم سيّد على امامى اصفهانى را بر هامش آن ضبط فرموده است (رياض العلماء ج ٤ ، ص ١٨٧) استنساخ نشده است ؛ زيرا با آنكه در حواشى نسخ (ش) و (خ) و (ر) و (ن) نسب بسيارى از معاصرين كاتبان نسخه ويا معاصران كتاب پيشين نسخ منقول عنها ضبط ونقل شده است ، در هيچ يك از اين نسخ ذكرى از نسب مرحوم سيّد على امامى اصفهانى ره مذكور نيست. والله تعالى أعلم.

چند نكته را ضرورة بعرض مى رساند

١ ـ نام كتاب «المجدى» كه در غالب مراجع «المجدى في نسب الطالبيّين» ضبط شده است بر پشت نسخه (ك) و (ر) بصورت «المجدى في نسب العلويّين» آمده است ، وظاهرا كاتبان آن نسخ تسامحى فرموده اند ، زيرا علاوه بر آنكه كتاب مشتمل بر أنساب «طالبيان» جميعا از علويان وجعفريان

١٧١

وعقيليان است ، اساسا شخص عمرى در ابتداى كتاب در مقام بيان تكليفى كه از طرف محمّد بن مجد الدولة باو شده است مى فرمايد : «رسم السيّد الشريف الأجلّ ... مختصرا في الأنساب الطالبيّة».

٢ ـ شايد مناسب مى نمود كه بعضى از اصطلاحات علم أنساب بصور فهرست در مقدّمه يا مؤخّره اين كتاب نقل وتوضيح داده شود ، ولى با توجّه بر اينكه طبعا خوانندگان فاضل اين كتاب ديگر كتب أنساب چون «عمدة الطالب» و «منتقلة الطالبيّة» و «بحر الأنساب» وامثال آن را در دسترس دارند ، ودر غالب كتابهاى أنساب اين اصطلاحات وكلمات موضوعه نسّابين بر معانى مقصوده شان به صورت جداگانه مذكور شده است وحتّى در «عمده» و «منتقله» از «اصيلى» عينا نقل شده است ، از اضافه كردن آن اصطلاحات به متن حاضر خوددارى شد.

٣ ـ از اصطلاحاتى كه در جميع كتب أنساب آمده است يكى «المخل؟» است كه شرح وتوضيح آن در هيچ يك از متون وضمائم متكفّل بر شرح وتفسير اصطلاحات نسّاب نيامده است ، در «المجدى» اين كلمه مكرّر در مكرّر استعمال شده است ، ودر «منتقلة الطالبيّة» نيز لا اقل يك بار (ص ٣٢٩) ودر «عمدة الطالب» نيز چند بار واز جمله در صفحات (٣٠٨ / ٣٥٠ / ٣٥١) آمده است (الاّ اينكه در متن چاپى العمدة در صفحات فوق همه جا «المجل» به جيم معجمه ذكر شده ، ولى در مخطوطه پاريس در آنجا كه با صفحه ٣٠٨ چاپى العمدة منطبق است نيز «المجل» بجيم معجمه ، ولى در دو مورد ديگر «المخل» بخاء معجمه ودرست مثل عامّه مخطوطات مذكوره المجدى آمده است).

در بعضى موارد چنين بنظر مى رسد كه مراد از (المخل) كسى است كه فرزند

١٧٢

ذكورى از او بجاى نمانده است كه البته با «مئناث» نبايد خلط شود ، ولى در موارد ديگر حتّى چنين معنا ومرادى هم از آن استنباط نمى شود ، وبهر صورت اين ضعيف عاجز ، معنى اين اصطلاح را ندانست ، وخداوند تبارك وتعالى به آنكه او را بر معنى اين اصطلاح موضوعه در نزد نسّابين ، واقف سازد خير مرحمت فرمايد (١).

٤ ـ در كتابت همزه «ابن» گرچه از نظر رسم الخط معهود ومذكور در كتب صرف ونحو ، تا آنجا كه ممكن بود از شيوه درست كتابت پيروى شد ، ولى از لحاظ معنا وموضوعيّتى كه حذف ويا ابقاء اين همزه در نزد علماى أنساب دارد ورسم الخطّى كه معظّم لهم ، رحم الله الماضين وحفظ الباقين ، در اين باب رعايت مى فرمايند ، به مناسبت آنكه رسم الخط نسخ مخطوطه سابق الذكر در هيچ يك از دو صورت مذكور (يعنى نه از جهت صرف ونحو وأدب الكتاب ونه از لحاظ تواضع واصطلاحى كه علماى نسب در آن باره فرموده اند) اتّفاق واتّحاد نداشت ، در اين متن چاپى هيچ گونه رعايتى بعمل نيامده است.

٥ ـ ألف مقصوره كه در مرتبه چهارم وپس از آن ، قرار دارد نه تنها در مخطوطات كلاّ يك دست ويك نواخت نوشته نشده است ، بلكه در هيچ يك از مخطوطه ها نيز رعايت همآهنگى ويك نواختى كتابت اين ألف بعمل نيامده ، في المثل «المرجى» و «المثنّى» گاهى بهمين صورت وگاه بصورت «المرجى»

__________________

(١) الحمد الله تعالى بعد از چاپ اوّل اين كتاب ، معناى كنائى اين كلمه المخلّ را كه كنايه از «أحول» (ـ لوچ) است در «المنتخب من كنايات الادباء واشارات البلغاء» يافتم ، ولى متأسّفانه اكنون امكان مراجعه بآن كتاب ونقل عين عبارات آن را ندارم.

١٧٣

و «المثنّا» آمده است ، وبنا بر اين آنچه در متن چاپى آمده است همان است كه در اصل مخطوطه بوده است.

٦ ـ شريف عمرى ره برخى از أشراف وسادات را با كلمه «متوجّه» وصف مى فرمايد ، باحتمال قريب به يقين اين كلمه بصيغه اسم مفعول است ، ومقصود آن است كه شخص مترجم عنه مردى مورد توجّه ومحترم وبسيار آبرومند ، وباصطلاح محاوره اى امروزه «موجّه» بوده است.

امّا از آنجا كه شريف عمرى در أدب ولغت نيز يدى طولى دارد وصاحب نظر است ، ودر خلال كتاب اين تبحّر خود را پنهان نمى كند ، وگاهى اگر كلمه اى را به ضبط ويا معنى غير مشهورى استعمال مى كند ، فورا دليل ومستند صحّت را استعمال خود را ذكر مى فرمايد (مثلا درباره «عظنى» شاذ يا «عضنى» مشهور) از اين روى مى توان احتمال ضعيفى (؟) داد كه شايد مراد ومقصود شريف عمرى از «متوجّه» يكى ديگر از معانى لغوى «توجّه» باشد كه به معنى سالخورده شدن و «عمرى دراز يافتن» است كه در آن صورت بايد اين كلمه را به صيغه اسم فاعل خواند.

أبو علي قالى در «أمالى» مى فرمايد :

«مطلب أسماء الانسان في كلّ من أسنانه»

يقال للصبيّ إذا ولد : رضيع وطفل ، ثمّ : فطيم ، ثمّ : دارج ، ثمّ : جفر ، ثمّ : يفعة ويافع ، ثمّ : شدخ ، ثمّ : حزوّر ، ثمّ : مراهق ، ثمّ : محتلم ، ثمّ : خرج وجهه ويقال بقل وجهه ، ثمّ : اتّصلت لحيته ، ثمّ : مجتمع ، ثمّ : كهل والكهل من ثلاث وثلاثين سنة فوق الكهل : طعن في السنّ ، ثمّ : خصفة القتير ، ثمّ : أخلص شعره ، ثمّ : شمط ، ثمّ : شاخ ، ثمّ : كبر ، ثمّ : توجّه ، ثمّ : دلف ، ثمّ : دبّ ، ثمّ : عود ، ثمّ : ثلب»

١٧٤

انتهى ص ٣٨ / ٣ أمالى قالى.

٧ ـ عمرى رحمه‌الله در چند موضع از «المجدى» به «التاريخ» يا قال «صاحب التاريخ» استناد مى كند ، كه دقيقا مسلّم نيست مرجع او كدام تاريخ است ، مسعودى در مروج الذهب چندين مؤلّف را نام فى برد كه نام كتابشان فقط «التاريخ» است ، وخداى داناست كه عمرى به كدام «تاريخ» نظر داشته است ، ولى احتمال مراجعه او به «التاريخ» خليفة بن خيّاط شبيب (يا شباب) العصفرى (الفهرست ص ٢٣٢) بيشتر مى رود.

٨ ـ در بسيارى از كتب تاريخ ورجال وأدب چون طبرى ، وكامل ابن اثير ، ومنتظم ابن جوزى ، وتاريخ دمشق ابن عساكر ، وتاريخ بغداد خطيب ، وتاريخ الاسلام ذهبى ، ونهاية الارب ، وطبقات ابن سعد ، وأنساب الأشراف بلاذرى ، وجمهرة ابن الكلبى ، وجمهرة ابن حزم ، وتنقيح المقال ، وتاريخ قم ، وتاريخ بيهق ، وابن خلّكان ، وموفقيات زبير بن بكّار ، ونسب قريش همو ، وأغانى ، وعقد الفريد ، وربيع الأبرار زمخشرى ، ويقينا بيش از همه در موسوعه عظيم معارف اسلامى عموما وشيعه وخصوصا يعنى كتاب مستطاب «بحار الأنوار» درباره بسيارى از سادات وشرفايى كه نامشان در «المجدى» آمده است اطّلاعات ومطالب اضافي بسيارى مى توان يافت ، وخوانندگان محترمى كه طالب كسب معلومات بيشترى درباره بعضى از آن عزيزان باشند بايد به مراجع مذكور رجوع فرمايند.

٩ ـ از آنجا كه بسيارى از مشاهير علماى قرن گذشته ومعاصر ، چون مرحومان مغفور حاج ملاّ محمّد باقر مازندرانى كجورى در كتاب شريف «جنّة النعيم والعيش السليم في أحوال السيّد الكريم والمحدّث العليم عبد العظيم بن

١٧٥

عبد الله الحسنى».

وعلاّمه مامقانى در «تنقيح المقال» ومحدّث قمّى در «منتهى الآمال» وعلاّمه أمينى در «الغدير» وعلاّمه سيّد محمّد صادق آل بحر العلوم در حواشى «عمدة الطالب» وبرخى از معاصرين حفظهم الله تعالى مثل مؤلّف محترم «أدب الطف» مطالب وعباراتى را از نسخ المجدى كه در اختيار خود داشته ودارند نقل فرموده اند.

از همه عزيزان ودانشمندانى كه در حال حاضر مخطوطات مذكوره اى در آن كتابها در اختيار خود دارند مستدعى ومتوقّع است كه اگر اين متن چاپى را با نسخه خطّى خود مقابله فرمودند واختلاف بيّن وكسر واضافه معتدّ بهى ميان مطبوع ومخطوط يافتند مراتب را لطفا به حضرت مستطاب حجّة الاسلام آقاى دكتر حاج سيّد محمود آية الله زاده مرعشى دامت افاضاته ، به نشانى مكتبه

عمومى حضرت مستطاب بندگان آية الله العظمى المرعشي النجفي قدّس الله سرّه الشريف اعلام فرمايند.

وصلّى الله على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين ، والحمد الله ربّ العالمين.

أحمد مهدوى دامغانى ـ ويلمينگتون ـ دلاوار ـ ايالات متّحده آمريكا.

سيزدهم جمادى الاولى ١٤٠٩ ـ ٢ / ١٠ / ١٣٦٧

روز شهادت حضرت صدّيقه كبرى فاطمه زهرا سلام الله عليها

١٧٦

١٧٧

١٧٨

١٧٩

١٨٠